سال نو...
سال نو مسیحی بر همه مسیحیان جهان خصوصا هموطنان مسیحی مبارک باد
درد ودل
سال نو...
سال نو مسیحی بر همه مسیحیان جهان خصوصا هموطنان مسیحی مبارک باد

يلدايي ديگر.......
ديشب شب يلدا بود هرچند كه در جمع خانواده زودتر از شبهاي ديگه حضور پيدا كردم اما به دليل ناراحتي كه در محل كار به وجود اومده بود نتونستم مثل سالهاي قبل اين شب رو برگزار كنم ،اما هرچه بود گذشت اميدوارم به همه خوش گذشته باشه .
«البرز» میلادش بر همگان مبارک باد
امروزاز صبح که به خبرگزاری آمدم مرتب با همکاران تو سایت دنبال عکسها ومطالب جدید میگردیم و
خاطرات دوستانی که در سانحه هوایی از دست دادیم مرور می کنیم هیچکدوم باور نمی کنیم که دیگه
بچه ها رو نمی بینیم ٬کاش همه اینها یه خواب باشه یه توهم و باز شاهد خنده های برادران و جملات
آرامش دهنده نیلی که می گفت با هم مهربون باشید ٬باشیم .همه فکر میکنیم الان دوستان سفر کرده
از خبرگزاری وارد میشن و ما باز اونهارو می بینیم ٬چقدر وقتی با هم بودیم قدر هم رو ندو نستیم.
کاش همه اینها خواب باشه ......................

پرواز ابدي...............
بالهايتان در وسعت پرنده آهني نميگنجيد، پس بال گشودید و اوجي آسماني گرفتید. محمدصادق نيلي و عليرضا برادران، هر دو تپشي از قلب تپندة فارس بودند.رفتنتان را باور نمی کنم ٬ اصلا نميتونم به خودم بباورونم كه ديگه بين ما نيستيد ،پرواز غافلگيرانه شما دلمون رو به درد آورد و جراحتي عميق روي قلبمان به جا گذاشت ، اينكه بعد از شما جاي خاليتون رو بايد در خبرگزاري تحمل كنيم خيلي سخت و زجر آوره ،اما گويا چاره اي جز مدارا با اين درد جانكاه نداريم.
نمي دونم آيا از پيكر سوخته اتان چيزي باقي مونده يا نه ،به هر حال با وجودي كه از ما دور شديد و در منزل ابدي خود آرام گرفتيد اما ياد و خاطره هر دو شما همكاران در در ذهنمان باقي خواهد ماند.
اكنون به جاي اشك از چشمانمان خون ميچكد و دلهايمان آكنده از درد٬ ضجه سر ميدهد و حال مائيم و داغ جانهاي عزيز و دلهاي وفادار از جامعه رسانهاي.
تحمل جای خالیتان خيلي سخته خيلي..................
برای آنها پایان این پرواز ملکوت بود
و برای ما پایان این سقوط اشک و غم و اندوه
حس مي كنم فشار گيج كننده اي در زير پوستم وجود دارد
مي خواهم همه چيز را سوراخ كنم وهر چه ممكن است فروبروم
مي خواهم به اعماق زمين برسم عشق من آنجاست در جاييكه دانه ها
سبز مي شوند و ريشه ها بهم مي رسند و آفرينش را در ميان پوسيدگي خود ادامه
مي دهد گوئي بدن من يك شكل موقتي زودگذر ايست مي خواهم به اصلش برسم مي خواهم
قلبم را مثل يك ميوه رسيده به همه شاخه ها آويزان كنم."
((این گفته فروغ امروزدر حال من صدق می کنه))
زمان ;
بس کند می گذرد برای آنان که در انتظارند
بس تند می گذرد برای آنان که می ترسـند
بس طولانی ست برای آنان که در اندوهند
وبس کوتاه است برای آنان که سر خوشند
اما ابدی سـت برای آنان که عاشـــــــــقند
تغییر......
تغییرهای زندگیم را آغاز کرده ام
تغییرهای بزرگی که
بعضی مرا به ورطه اندوه خواهد برد
بعضی مرا به دام خطر خواهد انداخت
بعضی تمام عمر مرا خواهد برد
ا ما هر آنچه پیش آید
از راه خویش بازنخواهم گشت
اینها
همه
به خاطر توست
که مرا
در لحظه های خوب و بدم می بینی
وجانم را
از اطمینان
سرشار می کنی
باران.....
بادي مي وزد
ورق پاره هايم را با خود مي برد
و پاييز بر جاي مي نشيند
فصل ها در گذرند
دستانم را
در حافظه ي بهاريم مي کارم
تا در روياي باران بخواب روند
و باران ....
چشمان مضطربم را خيس مي کند
و بر گونه هايم مي چکد .
باور کن
دريا را پاياني نيست
باران گواهش است

امروزچند روزیه که اصلا حال و حوصله ندارم راستشو بخوایین هم دلیلش رو نمی دونم
شایدچون متولد تیرماه هستم اینجوریه یعنی گاهی با تغییرات خلق و خو مواجه میشم
واصلا علت اونو نمی دونم.امروز هم یه روز کاری تو خبرگزاری گذشت و من
به تماس تلفنی دوستم هم به سردی جواب دادم واون بنده خداهم درک کرد
و مرا به حال خودم گذاشت٬ شاید این حالت ازنظرشما به هیچ وجه
خوب نباشه اما من این حالت را خیلی دوست دارم برای اینکه
میرم تو فکر و به همه چیز فکر می کنم و دقیق میشم
ضمناارزیابی هم ازخودم و کارهام ارائه میدم
این هوای ابری وسرد پاییزی هم مزید برعلت
می شه و برای همین این فصل رو خیلی
زیاد دوست دارم .